عرفات و شاخۀ زیتون
گمانم نامش را ابوعمار و شاخۀ زیتون گذاشته بودم، درست یادم نیست، اما هنوز او را با شاخۀ پژمردۀ زیتون یادم هست، و در دست دیگرش اسلحهای كهنه و بی خشاب، با كوله باری به اندازۀ رنج ملتی خانه بدوش. این یاد داشت ( Palestine) که ضمیمه است از همان زمان است اما دیشب که ماه خاور میانه به رنگ خون در آمده بود یاد او و فلسطین را برایم تداعی کرد...



