اگر از اشتباهات گذشته عبرت نگیریم، چندان دور نیست که باز همان را تکرار کنیم.
من از نسلی هستم که بسیاری از جوانان امروزی ما را"چپول" میخوانند. پس انتظار این است که نسل امروز اشتباهات نسل ما را تکرار نکند.
بهگمان من و تا آنجا که به تجربه آموختهام یکی از اشتباهات بزرگ آن نسل انقلابی، شعار مرگ بر این و مرگ بر آن بود و هنوز چند قدمی از روزهای پیروزی انقلاب به این سو نیامده بودیم که دشنۀ مرگ را بر گلوی خود دیدیم. این بازی حیرت انگیزی است که بیش از هزار سال پیش فردوسی در جای جای شاهنامه یاد آوری کرده بود که:
جهاندار بر چرخ چونین نوشت -- به فرمان او بر دهد هرچه کشت
قواعد بازی زندگی در این هستی همان است که هرکس هرچه کِشت کند همان را درو خواهد کرد. هر كنشی واكنش مناسب خود را دارد. كوچكترین غفلت هم بی پاسخ نمیماند، برای نادانی و بیخردی گذشت و اغماضی در كار نیست.
وقتی شعار مرگ بر این و مرگ بر آن، هم از سوی حکومت باشد و هم از سوی مخالفین حکومت شاید نشان از این داشته باشد که هر دو طرف در تفکر و اندیشه از یک جنس هستند.
شما که احتمالا به فردوسی و حافظ به عنوان ستونهای فرهنگ و ادب ایران عشق میورزید چگونه است که آوای نجیبانۀ حافظ را نمیشنوید که میگوید:
درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد
و عجیبتر اینکه مقامات ایران پس از این همه سالهای دراز که شعار مرگ بر این و مرگ بر آن را تکرار کردند و پرداخت این همه هزینههای جبران ناپذیر، هنوز درنیافتهاند این میوه تلخ دشمنی خودشان را و ایران را به چه حال و روزی انداخته.
میخواهم بگویم: خانمها، آقایان، دخترها، پسرها، تجربۀ ما این بود که مرگ بر این و مرگ بر آن گریبانِ خود ملت ایران را گرفت، از آن پس بود که درخت دشمنی با خون تنومند شد، حالا باید آموخته باشیم که برکناری یک نظام حکومتیِ متوّهم که ایران را ویران کرده، نیاز به خردمندی و هوشیاری و نیاز به همدلی و انصاف دارد، اما وقتی با شعار مرگ بر فلان و فلان همراه شود بازهم همان میوه تلخ دشمنی را ببار میآورد، باز هم تصفیههای خونین را از پی خواهد داشت. بازهم ایران را به ویرانی بیشتر خواهد کشاند.
10/10/1404 مشهد



