رقبه
واژه «رقبه» از واژگان رایج در زبان امروز ما نیست اما از آنجا كه معنای این واژه را با معنای «عبد» یگانه پنداشتهاند و با این یگانه پنداشتن، معنای واژه «عبد» هم مخدوش شده است، خود را ناگزیر از شرح آن دانستم.
واژگان مرتبط:
تحریر= آزاد كردن، رهانیدن
فك = جدا كردن، از گرو درآوردن
اكثر قریب بهاتفاق لغتنامهها و تفسیرها «رقبه» را بنده و برده معنا كردهاند و «فك رقبه» و «تحریر رقبه» را نیز آزاد كردن بندهی زر خرید دانستهاند.- در بارهی زرخرید بودن، یا اسیر بودنِ «رقبه» در ادامه اشاره خواهم كرد- بنا براین باید تفاوتی میان معنای «رقبه» و «عبد» باشد. در قرآن هیچ آیهای نیست كه از «تحریر عبد» یا «فك عبد» سخنی رفته باشد اما از تحریر رقبه و فك رقبه یاد شده است. به تعبیر دیگر، «عبد» بنده نیست كه نیاز بهاین باشد كسی او را آزاد كند. «عبد» كسی است كه به خواست خود به عبودیت خدایی یا خدایانی در میآید، اما با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی روزگار نزول این آیات، «رقبه» ظاهرا اسیری بوده است كه در هنگام نبرد، یا بهنحوی دیگر، به اسارت و گروگان دشمن در میآمده است و رهانیدن او مستلزم پرداخت مبلغ مورد تقاضای «رقیب» بوده است. «رقیب» هم به كسی میگفتند كه از اسیر و گروگان مراقبت میكرده كه فرار نكند تا بتواند مبلغ مورد تقاضای خود را از خویشاوندان اسیر دریافت كرده و سپس او را آزاد كند.
بهنظر میرسد زرخرید بودن «رقبه» موضوعی است كه بعدها بوجود آمده است یعنی پس از گسترش قلمرو مسلمانان و فتح سرزمینهایی چون ایران و مصر و پدید آمدن بازارهای برده فروشی، و ربطی به سرزمین حجاز و هنگام نزول این آیات نداشته است.
واژه «رقبه» را مونث لفظی دانستهاند. اعم از آنكه خود آن رقبه مونث واقعی باشد یا مذكر واقعی. در حالی كه واژهی «عبد» مذكر است. تفاوت لفظ مونث و مذكر، یكی هم در این است كه مؤنث اعم از آنكه به انسان گفته شود یا به هرچیز دیگر، معمولا مورد فعل قرار میگیرد و خودش فاعل عمل نیست. ولی مذكر خودش فاعل است. به تعبیر دیگر، هنگامی كه كسی به اسارت گرفتار میشد، اعم از آنكه واقعا مذكر باشد یا مؤنث، در هنگام اسارت از وی به صورت مؤنث یاد میشده است. بنا براین آوردن تركیب «رقبه مؤمنه» در برخی آیات قرآن، میتواند هم برای مردان اسیر و در بند مشركین باشد و هم برای زنانی باشد كه به رسالت پیامبر ایمان آورده بودند اما چون باید مطیع همسرانشان میبودند از پیوستن به جبههی مسلمین ممنوع بودند. مانند زینب دختر پیامبر كه همسر ابوالعاص بود.
دیگر اینكه، واژهی «رقبه» را به معنای «گردن» هم آوردهاند در حالی كه در زبان عرب و در قرآن، گردن را «عنق» میگفتند. اما رابطهی «رقبه» با گردن، و اینكه ممكن است گاهی به معنای گردن هم بیاید شاید از جهت حلقهی ریسمانی بوده كه بر گردن اسیر یا اسیران گره میزدند تا از فرار آنان پیشگیری شود. در آیهی چهارم سوره محمد(سورهی47) همین تصویر به وضوح دیده میشود و حتی از اینكه ریسمان(وثاق) را بر گردن اسیران محكم و استوار كنند و بعدا در عوض فدیه آزادشان كنند سخن رفته است.



